کنترل ضربهگیر سیلندر هیدرولیک کاهش سرعت پیستون را در نزدیکی انتهای کورس کنترل میکند، اما همه کاربردها به ضربهگیری در هر دو جهت نیاز ندارند. برخی دستگاهها تنها هنگام باز شدن یا تنها هنگام جمع شدن ضربه قابلتوجهی ایجاد میکنند، در حالی که برخی دیگر در هر دو جهت حرکت با سرعت بالا یا اینرسی زیاد دارند. دمپینگ یکطرفه معمولاً زمانی کافی است که تنها در یک جهت ضربهٔ قابلتوجهی در انتهای کورس ایجاد شود، در حالی که دمپینگ دوطرفه زمانی مناسبتر است که هم در امتداد و هم در بازگشت نیاز به کاهش سرعت کنترلشده باشد. انتخاب صحیح بستگی به جرم متحرک، سرعت سیلندر، جهت بار، چرخهٔ دستگاه و آنچه در هر انتهای کورس رخ میدهد دارد.
کالهکشی یکطرفه و دوطرفه چگونه عمل میکنند؟
اصل اصلی نرمکنندگی در هر دو طراحی یکسان است. هرگاه پیستون به انتهای حرکت خود نزدیک میشود، مسیر خروج روغن معمولی تنگتر شده و باعث افزایش فشار در محفظهٔ در حال تخلیهٔ روغن میشود. این مقاومت، پیستون و بار متصل به آن را پیش از رسیدن به انتهای مکانیکی سیلندر کند میکند.
تفاوت به سادگی است جایی که این کاهش سرعت کنترلشده رخ میدهد.
کفپوش یکطرفه
بالش یکطرفه کاهش سرعت کنترلشده را تنها در یک انتهای کورس سیلندر فراهم میکند.
برای یک سیلندر دوطرفهٔ متعارف،, دمپینگ انتهای میله معمولاً کاهش سرعت را هنگام نزدیک شدن سیلندر به حالت کامل باز کنترل میکند., ، زیرا روغن از محفظه سمت میله تخلیه میشود. بالشتکگذاری انتهای کورس معمولاً کاهش سرعت را هنگام نزدیک شدن سیلندر به انتهای عقبنشینی کامل کنترل میکند., ، زمانی که روغن از محفظه سمت درپوش خارج میشود.
این آرایش زمانی مفید است که یک حرکت انرژی جنبشی بسیار بیشتری نسبت به حرکت دیگر داشته باشد. برای مثال، ممکن است یک سیلندر هنگام جابجایی بار سنگین بهسرعت باز شود اما با بار خارجی اندک بهآرامی جمع شود. در این حالت، تنها ضربهگیر کردن انتهای باز شدن میتواند حفاظت لازم را بدون افزودن پیچیدگی غیرضروری به حرکت بازگشت فراهم کند.
بالشتکگذاری دوطرفه
کفشکی دوطرفه کاهشسرعت کنترلشدهای را در نزدیکی هر دو حالت بازشدن کامل و جمعشدن کامل فراهم میکند.
این بدان معناست که سیلندر در هر دو انتها، انتهای پیستون و انتهای سرپوش، دارای سیستم بالشتکی است. هر بالشتک جریان روغن را از محفظه مربوطه هنگامی که پیستون به آن انتهای کورس نزدیک میشود، کنترل میکند.
کفشگیری دوطرفه زمانی مفید است که در هر دو جهت سرعت، بار یا اینرسی قابلتوجهی وجود داشته باشد. این امر بهویژه در ماشینهایی رایج است که حرکت رفتوبرگشت تکراری انجام میدهند، جایی که سیلندر بارها جهت خود را تغییر میدهد و باید به هر دو موقعیت انتهایی بهطور نرم رسید.
کاهش ضربهی تکطرفه در مقابل دوطرفه: تفاوت چیست؟
تفاوت اصلی در اصل پایهای بالشتکگذاری نیست، بلکه چند جهت حرکت نیاز به توقف کنترلشده دارند؟.
| عامل | کفپوش یکطرفه | بالشتکگذاری دوطرفه |
|---|---|---|
| راهنماییهای نرم | یک | هر دو |
| کاربرد معمول | تأثیر قابلتوجه در یک جهت | تأثیر یا اینرسی بالا در هر دو جهت |
| گزینههای انتهای میلهای / انتهای سرپوشی | هر یک از دو انتها | هر دو انتها |
| ساختار | سادهتر | پیچیدهتر |
| تنظیم | میتواند ثابت یا قابل تنظیم باشد | در هر انتها میتواند ثابت یا قابل تنظیم باشد. |
| راهاندازی | معمولاً سادهتر | ممکن است در هر انتها به تنظیم جداگانه نیاز باشد. |
| هزینه | بهطور کلی کمتر | بهطور کلی بیشتر |
| بهترین سازگاری برای | یک جهت حرکت بحرانی | حرکت دوطرفه تکراری یا پرانرژی |
یک نکته مهم این است که کاهشضرب یکطرفه در مقابل دوطرفه و دمپینگ ثابت در مقابل دمپینگ قابل تنظیم دو تصمیم طراحی متفاوت را توصیف کنید..
تکطرفه یا دوطرفه بودن به شما میگوید جایی که نرمکنندگی اعمال میشود. ثابت یا قابل تنظیم به شما میگوید آیا محدودیت نرمکنندگی قابل تنظیم است؟.
این بدان معناست که یک سیلندر میتواند استفاده کند:
کالسکهی ثابت تکطرفه,
کالهگیری قابل تنظیم یکطرفه,
کالهگیری ثابت دوطرفه, ، یا
کالهگیری قابل تنظیم دوطرفه.
کدام انتهای سیلندر نیاز به بالشتکگذاری دارد؟
انتهای صحیح باید بر اساس آنچه سیلندر و ماشین در پایان هر حرکت انجام میدهند تعیین شود.
در هنگام باز شدن، پیستون معمولاً به سمت انتهای میلهٔ سیلندر حرکت میکند. اگر حرکت بازشونده بار سنگینی را حمل کند یا به سرعت بالایی برسد، ممکن است برای کنترل کاهش سرعت نهایی به بالشتکگذاری انتهای میله نیاز باشد.
در حین جمعشدن، پیستون به انتهای درپوش نزدیک میشود. اگر مکانیزم بازگشت نیز جرم قابلتوجهی داشته یا با سرعت زیاد حرکت کند، ممکن است نیاز به بالشتکگذاری انتهای درپوش باشد.
با این حال، تنها جهت به تنهایی پاسخ را تعیین نمیکند. هندسهٔ خارجی ماشین میتواند بار مؤثر را بهطور قابلتوجهی تغییر دهد. سیلندری که بهصورت عمودی نصب شده باشد ممکن است در یک جهت تحت حرکت کمکی گرانش قرار گیرد، در حالی که یک رابط یا بازو در هنگام باز شدن و جمع شدن ممکن است بارهای مؤثر بسیار متفاوتی ایجاد کند.
به همین دلیل، انتخاب کوسن باید با در نظر گرفتن انرژی جنبشی واقعی و رفتار مکانیکی در هر انتهای کورس, ، نه صرفاً فرض کنید که امتداد و جمعشدن به یک میزان نرمکنندگی نیاز دارند.
چه زمانی بالشتکگذاری یکطرفه کافی است؟
دمپینگ یکطرفه اغلب زمانی کافی است که یک جهت بهوضوح از جهت دیگر نیازمند توان بیشتری باشد.
برای مثال، یک سیلندر هیدرولیک ممکن است بهسرعت باز شود تا یک قطعهٔ سنگین را پایین آورد یا در موقعیت قرار دهد و در نزدیکی انتهای باز شدن، اینرسی قابلتوجهی ایجاد کند. حرکت بازگشت ممکن است کندتر و با بار کم باشد و ضربهٔ اندکی در انتهای کورس ایجاد کند. در این حالت، افزودن بالشتک در انتهای بازگشت ممکن است فایدهٔ عملی محدودی داشته باشد.
کاهش ضربهی یکطرفه نیز میتواند مناسب باشد وقتی خود دستگاه بهطور طبیعی بار را در یک جهت کند میکند. هندسهٔ مکانیکی، گرانش، کنترل جریان یا مقاومت خارجی ممکن است پیش از آنکه سیلندر به یکی از انتهای مسیر حرکت خود برسد، سرعت را کاهش دهند.
استفاده از بالشتکگذاری تنها در نقاط مورد نیاز میتواند سیلندر را سادهتر کند، هزینه را کاهش دهد و راهاندازی را آسانتر سازد.
اصل کلیدی این است:
اگر لازم باشد انرژی جنبشی قابلتوجه تنها در یک انتهای کورس کنترل شود، معمولاً ضربهگیر یکطرفه کافی است.
کداموقت بالشتکگذاری دوطرفه بهتر است؟
کفشگیری دوطرفه زمانی مناسبتر است که در هر دو جهت سرعت قابلتوجه، جرم در حال حرکت یا ضربه مکرر در انتهای کورس وجود داشته باشد.
تجهیزات تولید خودکار نمونهای خوب است. یک سیلندر ممکن است بهسرعت باز شود تا یک قطعه یا ابزار کار را جابهجا کند و سپس بهسرعت جمع شود تا برای چرخه بعدی آماده شود. توقفهای سخت مکرر در هر دو انتها میتواند صدا، لرزش، سایش و تنش را در پایههای سیلندر و سازههای ماشین افزایش دهد.
تجهیزات جابجایی مواد، سیستمهای بالابری، ماشینآلات متحرک و اتوماسیون صنعتی نیز ممکن است از ضربهگیر دوطرفه بهرهمند شوند، زمانی که شرایط بارگذاری در حین بازشدن و جمعشدن تغییر میکند.
دلیل دیگری برای استفاده از بالشتکگذاری دوطرفه، راحتی اپراتور یا دستگاه است. حتی اگر سیلندر بتواند از نظر مکانیکی ضربه را تحمل کند، کاهش سرعت نرم در هر دو انتها میتواند کیفیت حرکت را بهبود بخشد و شوک منتقلشده به سایر بخشهای تجهیزات را کاهش دهد.
برای کاربردهایی با شرایط عملیاتی متغیر، میتوان در هر دو انتها از بالشتک قابل تنظیم استفاده کرد تا بازشدن و جمعشدن بهطور جداگانه تنظیم شوند.
پیش از انتخاب، چه نکاتی را باید در نظر بگیرید؟
نرمکنندگی یکطرفه یا دوطرفه نباید صرفاً بر اساس قطر و کورس سیلندر انتخاب شود.
اولین ملاحظه این است توده متحرک. یک قطعهٔ سنگین انرژی جنبشی بیشتری دارد و عموماً نیازمند کاهش سرعت کنترلشدهٔ بیشتری نسبت به یک مکانیزم سبکبار است.
سرعت سیلندر نیز به همان اندازه مهم است. حتی یک بار متوسط میتواند هنگام حرکت سریع، انرژی توقف قابلتوجهی ایجاد کند، بنابراین سرعتهای مورد انتظار در حالت بازشدن و جمعشدن باید بهطور جداگانه در نظر گرفته شوند.
جهت بار نیز اهمیت دارد. جاذبه، اتصالات ماشین، نیروهای خارجی و هندسه مکانیکی ممکن است بار مؤثر را در یک جهت افزایش دهند و در جهت دیگر کاهش دهند.
چرخهٔ ماشین نیز باید بازنگری شود. سیلندری که گاهبهگاه کار میکند ممکن است شرایط را متفاوت از سیلندری که روزانه هزاران چرخهٔ باز و جمع را انجام میدهد، تحمل کند. ضربهٔ مکرر در موقعیت انتهایی میتواند بهتدریج سایش را در پایهها، پینها، آببندها و سازههای اطراف افزایش دهد.
یک توالی انتخاب عملی به این صورت است:
بار و سرعت بازشدن → بار و سرعت جمعشدن → ضربه انتهای کورس در هر طرف → چرخه کاری → کاهش سرعت مورد نیاز → ضربهگیر یکطرفه یا دوطرفه
برای کاربردهای OEM، این شرایط ایدهآل است که به همراه مجموعه کامل ارزیابی شوند. طراحی سیلندر هیدرولیک سفارشی, شامل قطر سوراخ، قطر میللنگ، کورس، نصب، مجاری، فشار کاری و پیکربندی بالشتکی.
نتیجهگیری
دمپینگ یکطرفه و دوطرفه از یک اصل هیدرولیکی یکسان استفاده میکنند اما نیازهای کنترل حرکت متفاوتی را برآورده میسازند. دمپینگ یکطرفه کاهش سرعت کنترلشده را در یک جهت فراهم میکند، در حالی که دمپینگ دوطرفه از هر دو انتهای حرکت محافظت میکند.
اگر ضربهٔ قابلتوجه انتهای کورس عمدتاً در هنگام بازشدن یا عمدتاً در هنگام جمعشدن رخ دهد، ضربهگیر یکطرفه معمولاً راهحل سادهتر و مناسبتری است. اگر هر دو جهت شامل سرعت بالا، بارهای سنگین، چرخههای مکرر یا ضربهٔ محسوس باشند، ضربهگیر دوطرفه عموماً کنترل بهتری فراهم میکند.
تصمیم نهایی باید بار واقعی و سرعت در هر جهت را در نظر بگیرد، نه اینکه بهطور خودکار در هر دو انتها بالشتک تعیین کند. افزودن بالشتک در مواردی که لازم نیست میتواند پیچیدگی را افزایش دهد بدون آنکه بهبود معناداری فراهم کند.
برای تجهیزات OEM، آیسوار هیدرولیک میتواند توسعه دهد. سیلندرهای هیدرولیک بالشتکی سفارشی با میراگر انتهای میل، انتهای سرپوش یا دو انتها، با استفاده از طرحهای ثابت یا قابل تنظیم بر اساس بار واقعی، سرعت، کورس، نصب و چرخه ماشین.



